تصاویر هولناکی که هر روز از حادثه ی مهیب بندر رجایی توی خبرهای تلگرامی می بینم، روحم را بیشتر از پیش مچاله می کند. جان با یکی از همکاران قدیمی اش که محل کارش حوالی محل انفجار است، تماس گرفت و جویای احوالش شد. صدای مرد از همان پشت گوشی، سنگین و ماتم زده بود. می گفت خودش چیزی نشده ولی یکی از اقوام که بعنوان راننده تریلی آنجا مشغول بوده، سه نفر از همراهانش را در این حادثه از دست داده؛ ناپدید شده اند و او در به در به دنبال نشانه ی کوچکی از آنهاست... می گفت تو بگو یک لنگه کفش از آنها پیدا کند که ببرد پیش خانواده شان و بگوید " از مردانتان فقط همین مانده... "می گفت انفجار و خسارتهای آن، خیلی بیشتر از چیزی است که توی خبرها نشان می دهند... .
یاد آن شبی افتادم که یک از خدا بی خبر نیمه شب، نارنجک دستی را حوالی ساختمان های مجتمع ترکانده بود... صدای انفجار و لرزش ساختمان با صدای بوق و آژیر ممتد دزدگیرها، آنچنان ما را از خواب پرانده بود که تا چند ساعت بعدش، هنوز قلبم تند تند می زد... حالا مدام توی ذهنم این تجربه را با تجربه مردم بی گناهی که در بندر رجایی بودند، مقایسه می کنم و تن و بدنم می لرزد... مقایسه ی احمقانه ای ست می دانم اما تصور اینکه عزیز یک خانواده یکباره در عرض چند ثانیه ناپدید بشود...
دلم می خواهد مدام کسی و یا کسانی را لعنت بفرستم! اما چه فایده؟ مسببان شرایط فعلی شاخ و دم ندارند. آدم هایی هستند درست شبیه ما! کسانیکه چهار دهه است سرمست قدرت و پول، چشم به روی زندگی مردم عادی بسته اند. کشور را به مثابه گوشت قربانی، تکه تکه کرده اند و این روزها بر سر ته مانده اش، به هم چنگ و دندان نشان می دهند... کشور رها شده و ویران است... مردم ماتم زده شبیه خواب زده ها، نسبت به اتفاقات بی تفاوت و کرخت شده اند... هیچ ذهن سالمی، توان تحمل این همه بحران را ندارد... بالاخره یک جایی کم می آورد و در خود فرو می رود...
با این همه، همچنان زندگی جریان دارد... امروز ویدیویی می دیدم که مردم بندرعباس، دست به دست هم داده و بقایای سوخته ی ماشین ها را از کف خیابان ها جمع می کردند... همدلی صمیمانه ی باقی مردم هم، مرهمی کوچک بر آتش دل کسانی ست که در این ماجرا، غم دیده اند... ذهنم هزار پاره است... درست نمی توانم تمرکز کنم و این نوشته را به سرانجام برسانم... خواستم فقط این چند خط اینجا باشد به نشانه ی اعتراض! اعتراض به وضعیتی که برای مردم پیش آورده اند... خودشان که در پستوهای امن شان پنهان شده و آسیبی نمی بینند! مردم بی گناه ولی مثل همیشه قربانی رفتار و طرز تفکر و عملکرد این خون آشامان هستند... تسلیت به مردم بندرعباس! تسلیت به مردم ایران!